مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
ایکاش در اینجا مجالی دست میداد پـای گلـوی بـیصـدای تـو بـمـیـرم یک حجره و یک بستر و یک باغ لاله خیلی دلم میخواست جای تو بمیرم با چـشمهایی که کـبود و تار هستند روی پسر را بیش از این دیدن محال است ای تشنهلب با لرزش دستی که داری آب از لب این ظرف نوشیدن محال است وقـتـی لـب این کـاسـۀ پـر آب، آقـا بر آسـتـان تـشـنـۀ دنـدانـتـان خورد از شدت برخورد این ظرف سفالی انگار لبهای کبودت خیزران خورد |